تبليغاتX
روز تاریک... (شب نوشت)

روز تاریک... (شب نوشت)

بسا بی گناهان هستند که بی جهت سر زنش می شوند.امام علی ع

 

تنهاییم راباتو قسمت میکنم...

سهم کمی نیست!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/26ساعت 0:48 توسط عباس | |

 

چه چیز باعث می شود دیگر امیدوار نباشم

مثل آتشی می مانم که آب به رویش می ریزند

اما شعله اش بیشتر می شود

چه چیز باعث می شود

تنها بودن بد دردی است

نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/26ساعت 0:41 توسط عباس | |

یکی از پرهای بالشتم با ناخن بیرون زده

صورتم را می خراشید.

انگار می خواست بر این خواب پر از تو خطی بکشد.

البته به خاطر من بود.

اما من برای ادامه دیدار...

بالشم را برگرداندم و امید وارم هنوز آنجا باشی...

نوشته شده در شنبه 1386/10/22ساعت 23:58 توسط عباس | |

 

فرهاد پتک می زند

پلیس به فرهاد گیر می دهد

پلیس می گوید مزاحم همسایه ها شدی

فرهاد عصبانی می شود

گریه می کند
نوشته شده در شنبه 1386/10/22ساعت 23:36 توسط عباس | |

دیروز باز داشت برف می آمد
دیروز باز داشتم به گذشته ام فکر می کردم
یه آینده ی نه چندان دورم
به اینکه شاید کمی پیر شده ام برای دور ریختن عقایدم
به اینکه می گذرد شاید این هم
و اگر نگذرد ؟
چه کنم
نه
تو
فکر می کنی
من باید چه کنم آنوقت؟

نوشته شده در شنبه 1386/10/22ساعت 23:32 توسط عباس | |

 

می بینی ساذ

دل آدم که از سنگ نیست آخر

که کنده شود راحت

اما

بیخیال

بی خیال شده ام دیگر...

تو می بینی ساذ...

تو می دانی....

...

...

نوشته شده در جمعه 1386/10/21ساعت 23:40 توسط عباس | |

 

دلم کمی هوا می خواهد ساذ

دلم کمی بغل می خواهد

بغلم کن ساذ

بغلم کن

بغل....

....

نوشته شده در جمعه 1386/10/21ساعت 23:36 توسط عباس | |

 

از این به بعد دوباره با ((ساذ)) زندگی خواهم کرد

((ساذ))

موجود دوست داشتی است

قدرش را ندانستم...

معذرت...

ساذ موجود ساخته ذهنم بود که قبلا باهاش زیاد

زندگی می کردم.

نوشته شده در جمعه 1386/10/21ساعت 23:32 توسط عباس | |

عطری که از حوالی پرچم رسیده است

ما را به سمت مجلس آقا کشیده است

از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا

صد کوچه وا کنید محرم رسیده است

فرا رسیدن ماه خون و قیام بر تمام عاشقان

محرم و قیام گرامی باد.

در این شب و روزا مارو هم از دعاهاتون بی بهره نذارین.

التماس دعا

نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/19ساعت 22:56 توسط عباس | |

ما همچنین به روح القدس ایمان داریم ،

خداوند و حیات دهنده،

او که با پدر(خدا) و پسر(مسیح)یگانه است در یک واحد.

او که به همراه خدای پدر و خداوندمان عیسای مسیح پرستش شده و جلال می یابد.

و ما معتقد  به یک کلیسای جهانی و رسالتی هستیم.

ما یک تعمید را برای تایید آمرزش گناهان قبول داریم.

و ما در انتظار قیامت مرده گان هستیم،

و بازگشت دوباره به حیات

آمین

 

نوشته شده در سه شنبه 1386/10/18ساعت 23:15 توسط عباس | |

 لاله واژگون

به دردها عادت دارم زیاد

سخت نیست

به عکس پروانه های مرده روی دیوار نگاه کن

سخت نیست

نگاه کن

مگر قبلا بودی؟

نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17ساعت 22:54 توسط عباس | |
فاصله ,

عشق هاي کوچک را از بين مي برد

ولي عشق هاي بزرگ را قوت مي بخشد.

مثل باد که شمع را خاموش مي کند

ولي آتش را شعله ور مي سازد .

شكسپير

نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17ساعت 22:52 توسط عباس | |

 

همین یک لبخند کوچک می ماند بین من و تو

همین حرف های توی سینه

همین ها

نوشته شده در یکشنبه 1386/10/16ساعت 23:16 توسط عباس | |

 

اینجا برف می بارد امشب

شب زیباییست .

هوای خلوت کرده ام

خلوت با خودم.

دلم از سفیدی دور مانده است

مدتی ست.

برف مرا سبک می کند

به برف بگو ببارد

به برف بگو...
نوشته شده در یکشنبه 1386/10/16ساعت 23:14 توسط عباس | |

 

چند روزی است زده ام توی خط معین

دوستش دارم

آرامش می دهد
نوشته شده در یکشنبه 1386/10/16ساعت 23:10 توسط عباس | |

 

زیاد آدم ها را نگاه کرده ام

چشم هایم درد گرفته اند

عینکم را بردار

چشم هایم خسته اند

نوشته شده در یکشنبه 1386/10/16ساعت 23:9 توسط عباس | |