روز تاریک... (شب نوشت)
بسا بی گناهان هستند که بی جهت سر زنش می شوند.امام علی ع
زنبوری که روی گل قالی بنشیند، دست خالی به کندو بر می گردد.... اول ضد یخ در کاسه سرم می ریزم، بعد به عاشقان قطب شمال فکر می کنم.... جزیره در دریا هم دل از خشکی نمی کن.!!! پرنده به تساوی پرواز را بین بالهایش تقسیم می کند!!! به ماهی فکر کردم، ولی چون به آب فکر نکرده بودم ماهی ذهنم مرد!!! پشه آنچنان کینه داشت که حتی پشه بند را نیش می زد. مسلما سیگار کشیدن با ترازو به تارهای صوتی و ریه ها آسیب نمی رساند. آنچنان با تو یکی شده ام بانو که وقتی اینجا نیستی ، دنبال خودم می گردم کسی آمد... از یک جای دور دستم را می گرفت. و از باتلاق بیرون کشید تمام قورباغه های زشت را از نو نقاشی کرده است. و ستاره را به آسمان بر گردانده است. .... کسی که می خواست بیاید آمده است !!! کسی این اطراف هست از خودم بیشتر برای آینده ام نگران است فکر می کنم باید تشکر کنم از او ... چیزهای دنیا برعکس می شوند گاهی... متشکرم بانو... پروانه همیشه هم نشانه ای برای پریدن نیست ... ... حالم دارد به هم می خورد احساس می کنم چیزی در گلویم گیر کرده خیلی بد است این زندگی پیاده رفتن در جاده خونین است که اسب های بی سوار از انتهای آن بازمی گردند راه رفتن در این جاده است که آدم را ناامید می کند از انتهای آن تو می دانی انتهایش چیست؟ " چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت به فکر آمدن نیست ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


