زنبوری که روی گل قالی بنشیند،
دست خالی به کندو بر می گردد....
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 19:5 نويسنده عباس
|
اول ضد یخ در کاسه سرم می ریزم،
بعد به عاشقان قطب شمال فکر می کنم....
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 19:3 نويسنده عباس
|
جزیره در دریا هم دل از خشکی نمی کن.!!!

پرنده به تساوی پرواز را بین بالهایش تقسیم می کند!!!

به ماهی فکر کردم، ولی چون به آب فکر نکرده بودم ماهی ذهنم مرد!!!

پشه آنچنان کینه داشت که حتی پشه بند را نیش می زد.

مسلما سیگار کشیدن با ترازو به تارهای صوتی و ریه ها آسیب نمی رساند.

+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 19:1 نويسنده عباس
|
آنچنان با تو یکی شده ام بانو
که وقتی اینجا نیستی ، دنبال خودم می گردم
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:54 نويسنده عباس
|
کسی آمد...
از یک جای دور
دستم را می گرفت.
و از باتلاق بیرون کشید
تمام قورباغه های زشت را از نو نقاشی کرده است.
و ستاره را به آسمان بر گردانده است.
....
کسی که می خواست بیاید آمده است !!!
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:52 نويسنده عباس
|
کسی این اطراف هست
از خودم بیشتر برای آینده ام نگران است
فکر می کنم باید تشکر کنم از او
...
...
چیزهای دنیا برعکس می شوند گاهی...
متشکرم بانو...
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:45 نويسنده عباس
|
پروانه همیشه هم نشانه ای برای پریدن نیست
...
...
حالم دارد به هم می خورد
احساس می کنم چیزی در گلویم گیر کرده
خیلی بد است این
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:44 نويسنده عباس
|
زندگی پیاده رفتن در جاده خونین است
که اسب های بی سوار از انتهای آن بازمی گردند
راه رفتن در این جاده است که آدم را ناامید می کند از انتهای آن
تو می دانی انتهایش چیست؟
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:30 نويسنده عباس
|
"
این روزها حتی آب هم طعم آب نمیدهد"
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:29 نويسنده عباس
|
چقدر سخت است منتظر کسی باشی
که هیچ وقت به فکر آمدن نیست
+
تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:24 نويسنده عباس
|