روز تاریک... (شب نوشت)
بسا بی گناهان هستند که بی جهت سر زنش می شوند.امام علی ع
جای دیگری نمانده دقت کرده ای ليلي گذشت و مجنون حالي خراب دارد گفتم نگريم امّا ديدم ثواب دارد مجنون منم كه ماندم، اين خاك، خاك ليليست اي كاروان بياييد، اين چاه، آب دارد چرخي زنيم در خود، بي خود ز خود، بچرخيم دنيا پر است از چرخ، دنيا شتاب دارد سر مي گذارم امشب بر بالش قيامت مژگان سر به زیرم، عمريست خواب دارد از وحشت قيامت، زاهد مرا مترسان ترس از قيامتم نيست، دنيا حساب دارد از سیاست که نمی توان گفت. پس از عشق بگوییم که کم و بیش خطر کمتری دارد... به جز حضور تو در این جهان هیچ چیز را جدی نگرفتم ... حتی عشق را... مرحوم حسین پناهی ما در قلب کسانی هستیم که دوستمان دارند...
هیچ چیزی به فکرم نمی رسد
هیچ دلیلی ندارد هم
شرمنده ام
کم آوردم
تو
خیلی
مهربانی
جدیدا
توی خوابت
مردی هست
دونده تر از همه مردهای دنیا
قویتر
که تمام دیوها را می کشد
و شب
توی خرابه ها می خوابد
و حتی وقتی
اژدهای خیلی بزرگ خاکسترش می کند
خوشحال است
اشک چشمهایش را دیدی؟
اشک توی چشمهایش را دیدی؟
اگر بمیرم هم نمی گذارم تو حتی یک خواب بد ببینی
چه شورتی می پوشی
یا ناخت مشکی باشد
مهم نیست برایم این
جوراب نازک تا کجاست
این خنده ی بزرگ تا
کجا کش می آید
مهم نیست برایم که این دماغ ظریف را
کی گاز گرفته
یا قلب چندتا از بچه های بد
توی بایگانی توست
هیچ وقت هم
جای نشستنت را
روی صندلی
بو نکرده ام
برایم بی تفاوت است
فقط
کمی
گاهی
اگر شد
دوستم داشته باش
بعضی روزا حال آدم
بدتره طبعن
بعضی روزام هیچ طور آدم نیست
نه بدتره
نه بهتره
کلن


