تبليغاتX
روز تاریک... (شب نوشت)

روز تاریک... (شب نوشت)

بسا بی گناهان هستند که بی جهت سر زنش می شوند.امام علی ع

 

همین یک لبخند کوچک می ماند بین من و تو

همین حرف های توی سینه

همین ها

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/19ساعت 2:39 توسط عباس | |
به معمار سال‌های سکوت
به پشت بام تماشای شما نیامده‌ام، برای شما دست تکان نداده‌ام و منظر نگاه شما را ندیده‌ام اما چون شما با سکوت حرف زده‌ام در این سال‌ها.
آقای مهندس
می‌دانم شما از جنس خالص جنگید. از جنس جوانی پدران ما با آرمان‌های آبرومند.
حس می‌کنم برادران یوسف شما را در بیست سال چاه سکوت انداختند و اکنون آمده‌اید تا عزیز مصر شوید.
از  جنس نسلی هستید که غم‌های جهان را در دل داشت.
نسلی که در نقطه جوش 57 به حرف آمد، زبان گشود، جنگید، و سکوت کرد.
نسلی که تنها شنید و دید و به تلخی خندید و خندید تا امروز که در سینماهای شهر به نام جنگ به آرمان‌هایش می‌خندند. رویاهای بزرگ من دستاویز مضحکه برادران یوسف شده است.
پایان صبوری شما آغاز امیدواری من است.

 

از همین قلم (سید ارزان فروش)

www.sydarzanforoosh.blogfa.com

نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعت 14:42 توسط عباس | |